هیجدهم ذی الحجه نه تنها در دنیای اسلام و مکتب تشیع به عنوان عیدالاکبر شناخته می شود ــ حتی عظمت و برتری آن از عیدین(فطر و قربان) نیز والاتر است ــ بلکه این روز از لحاظ تشابه موضوعی و رویدادهای تاریخی که برای سایر پیامبران و انبیائ بزرگ الهی رخ نموده به لحاظ تکرار تاریخی نصب جانشینی امت به حق می تواند نشان بزرگترین عید دینی و معنوی ادیان توحیدی جهان را گردن آویز خویش نماید.
عید سعید غدیر خم روزی است که معبود هستی بخش بر بندگانش منت نهاده ، دینشان را کمال بخشیده ، نعمت را تمام کرده و خط واقعی صراط مستقیم را ترسیم نموده است ، صراطی که می تواند انسان سرگشته و حیران هر عصری را در کوتاهترین فاصله زمانی و مکانی به سر منزل مقصود رهنمون ساخته و تحقق آرمانهای عدالت خواهی و آزادیخواهی را برایش میسر نماید.
لذا رسول اکرم(ص) در چنین روز باشکوهی ماموریت می یابد جانشینی و ولایت احمد ثانی را برای خیل عظیمی از مسلمانان از شهرهای مختلف بلاد اسلامی متذکر و اعلام نماید و بر استخلاف و امامت پس از خویش از نمایندگان و بزرگان امت اسلامی تعهد بگیرد و اشهادشان دهد و بر همگان بفهماند که بدون ابلاغ این پیام الهی ، رسالتش ناتمام و مهدور می باشد . پس به گواهی تاریخ در برابر دیدگان بیش از 120 هزار مسلمان دست مبارک پسر عمویش علی (ع) را گرفته و بلند می کند ، بطوری که به گفته راویان ، سپیدی زیر بغل هر دو دیده می شد و در چنان شرایطی پس از قرائت آیات 67 سوره مائده با صدای بلند می فرمایند: « من کنت مولاه فهذا علیٌ مولاه و...» و آنگاه در حق یاران علی دعا و دشمنان وی را نفرین فرمود و بدینسان حساس ترین فراز تاریخ رقم خورد.
رسالت و ماموریتی در روز هجدهم ذی الحجه انجام پذیرفته است که به گفته مورخان در همان روز چنین ماموریتی از طرف پیامبران بزرگی همچون موسی ، عیسی مسیح و سلیمان نیز تجربه شده بود .
هیجدهم ذی الحجه روزی است که حضرت موسی (ع) یوشع بن نون را به عنوان وصی و جانشین در میان قوم بنی اسرائیل پس از خود برگزید و یهودیان مسلمان و مومن واقعی را کسانی دانست که طریق یوشع را پیموده و رهبری و زعامت وی را پذیرا گشتند.

عید غدیر خم روزی است که حضرت عیسی (ع) در این روز شمعون الصفا را به عنوان جانشین خویش قرار داده و از چشم حواریون و یارانش غائب گردید و بالاخره در این روز حضرت سلیمان کلید پادشاهی و وصایت امپراطوری خویش را به آصف بن برخیا سپرده و رعیت خود را بر استخلاف او اشهاد نموده است.
غیر از آنچه در بالا گذشت می توان موارد دیگری را نیز بر آنها مزید ساخت که در ترفیع جایگاه و عظمت معنوی این روز نقش عمده ای ایفا می نمایند. چه اینکه گفته اند در 18 ذی الحجه رسول اکرم (ص) میان مهاجر و انصار عقد اخوت جاری ساخت ، حضرت موسی (ع) در برابر فرعونیان بر ساحران غلبه نمود و همچنین آتش نمرودیان بر حضرت ابراهیم(ع) سرد و سلامت گشت.
پس به برکت این روز از خداوند متعال می خواهیم تا ما را در ردیف شیعیان واقعی امیرالمومنین علی (ع) قرار دهد تا بتوانیم در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی ، برادری و وفاق ملی را در داخل کشور و وحدت امت اسلامی را در دنیای اسلام و تعامل و گفتگو های توحیدی را با سایر ادیان بزرگ الهی تقویت نموده و به یاری الهی بر مکر و حیله ساحران فرعون صفت زمان غلبه کرده و از آتش آشکار و پنهان طاغوتیان هراسی به خود راه ندهیم.انشاء الله .
*** وحید کاظم زاده قاضی جهانی
ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنید
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنید
معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش
تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش
بزم است و رقص است و طرب مطرب نوایی ساز کن
در مقدم او بهترین تصنیف را آواز کن
مجنون بوی لیلی ام در کوی او جایم کنید
همچون غلام خانه اش زنجیر در پایم کنید
ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنید
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنید
معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش
تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش
نوری به چشم دوستان خاری به چشم دشمنان
می سوزم از سودای او این شعله را افزون کنید
چندان که خون اندر سبو از روح جانم می رود
ای عاشقان از قلب من پیمانه ها پر خون کنید
ای عاشقان از قلب من پیمانه ها پر خون کنید
ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنید
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنید
معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش
تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش
بزم است و رقص است و طرب مطرب نوایی ساز کن
در مقدم او بهترین تصنیف را آواز کن
مجنون بوی لیلی ام در کوی او جایم کنید
همچون غلام خانه اش زنجیر در پایم کنید
ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنید
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنید
معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش
تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش
ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنید
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنید
معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش
تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش
بزم است و رقص است و طرب مطرب نوایی ساز کن
در مقدم او بهترین تصنیف را آواز کن
مجنون بوی لیلی ام در کوی او جایم کنید
همچون غلام خانه اش زنجیر در پایم کنید
ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنید
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنید
معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش
تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش